• http://bookroom.ir/
  • http://www.ketabkhar.ir/
  • تبلیغات
  • http://www.pinksolution.ir
  • » پیشخوان

    هر کتابی به یک بار خواندن می ارزد؟!-۳
    دوغي با يك پياله ماست و آب دريا!

    بارها و بارها شاید از دهان دهها نوع آدم با صدها نوع طرز تفکر شنیده باشیم:«کتاب بخوانید.هر کتابی! هر کتابی به یک بار خواندنش می ارزد. شاید حتی یک نکته ناگفته داشته باشد که به شما بیاموزد!» آیا واقعا این جمله درست است؟!
    3: کتاب‌های کلاسیک
    کتابخواری از آن القاب باکلاسی است که هر انسانی را در هر سن و هر طبقه‌ای قلقلک می‌دهد تا بتواند در میان جمع به آن مشهور شود! شاید اصطلاح کرم کتاب یا bookworm معروف که در تمام زبان‌ها موجود است لقبی برای تحقیر نیز محسوب شود، اما بسیاری آدم‌ها در طول زندگی‌شان اگر در ظاهر هم نشان ندهند، در باطن عاشق محکوم شدن به این اصطلاح هستند!
    به همین رو بسیاری از آن‌ها که می خواهند پا به دنیای کتابخواری بگذارند تلاش می‌کنند از کتاب‌هایی شروع کنند که اگر در جمعی از نام بزرگ این آثار نامی برده شد، سرشان را با تبختر بالا بگیرند که جز خوانندگان آن آثار هستند! شاید هم واقعاً هدفشان این نباشد و برای کتاب‌خوانی دوست داشته باشند ابتدا شاهکارهای ادبی تاریخ را بخوانند و سپس رو به آثار جدید و مسلماً با حجم های بسیار پایین‌تر بیاورند. حال باید پرسید: «آیا برای کتابخوار شدن واقعا این روش، روش درستی است؟!».
    پاسخ به این سوال سخت است. چه بسا بسیاری باشند که این روش را بهترین روش کتابخوار شدن و آموختن از کتاب‌ها می‌دانند و چه بسا بسیاری نیز این روش را هیچ‌گاه نپسندند و بر معایبش پافشاری کنند. برای دست‌یابی به جواب این سوال اما باید هرکس برای خودش به چندین سوال پاسخ دهد: آیا در ابتدای کار حوصله خواندن چندین هزار صفحه (در رمان ها با یک موضوع داستانی) را که پر است از حوادث متعدد و بسیاری مباحث فلسفی دارد یا خیر؟! آیا به توصیفات غیرضروری که نسبت به تمام موضوعات و مکان‌ها اتفاق می‌افتد علاقه دارد یا خیر؟! آیا در موضوعات داستانی نیاز به دانستن نسبت به همه چیز از فلسفه گرفته تا موسیقی و تئاتر و…را در خود احساس می‌کند یا خیر؟!…


    مرثیه‌ای بر یک هفته‌ی کتاب تکراری و بی‌ثمر دیگر!
    يك هفته كتاب ديگر هم گذشت؛

    علی فروتن

    امسال هم هفته‌ی کتاب سر رسید و تمام شد و رفت، همچون پاییز هر سال. هفته‌ای دوست داشتنی و پر خرج که بعد از ده روز نمایشگاه کتاب اردیبهشت ماه، بیشترین هفته‌ای است که از زبان مسئولین اسم کتاب شنیده می‌شود و به طریق اولی هم کلی جشنواره و مسابقه و همایش و…در باب دوست خوب انسان برگزار می‌شود!

    کلی کار انجام می‌شود در این هفته‌ی خیلی مهم. چه کتابخانه‌های جدیدی که افتتاح نمی شود. چه نمایشگاه‌های پرطمطراقی که در سراسر کشور برگزار نمی شود. چه جایزه‌های متعدد بهترین کتاب و فلان جشنواره که برگزار نمی شود! چه مسابقات کتابخوانی متعددی که برگزار نمی شود! ماشاالله! زیاد است… از کجایش بگویی؟ چگونه توصیفش کنی این همه توجه به کتاب را!…چگونه شکر این همه توجه به کتاب و کتابخوانی را به جا آوری… به زبان ساده‌تر هرچه هم زور بزنی از خوبی‌اش بگویی زبانت قاصر است…به هر حال متولیان‌اش کلی کار می‌کنند در این هفته…خلاص!

    ***

    حال باید از دیدی دیگر نگریست…خروجی این همه هزینه‌ی سالانه چیست؟ با این حجم هزینه چه میزان از مشکلات نویسندگان حل می شود ؟ چه میزان بر تعداد علاقه‌مندان افزوده می شود؟ چه میزان بر درصد مطالعه کشور در این هفته و با این نمایشگاه‌ها و جایزه‌ها افزایش پیدا می‌کند؟ آیا بازگشت سرمایه‌ی اصلی این همه هزینه مدنظر است یا خیر؟ چه میزان بر حجم کتابهای خوب در طول سال افزوده می‌شود؟ چه میزان بر حجم آن درصد کتابهای خوبی که به قول «معاون وزیر ارشاد در امور کتاب» تنها 10 درصد‌اش قابل قبول است افزایش پیدا کرده است؟ آیا در این هفته برای حل مشکل لاینحل و غامض ممیزی کتاب فکری اندیشیده شده است یا خیر؟..اصلا مشکل اصلی در کجاست؟…


    روزی که کتاب نخوانیم
    در آستانه فرارسيدن هفته كتاب؛

    باید خدا را شکر کرد که بالاخره یک روز هم به نامِ کتاب و کتابخوانى نامگذارى شده است تا ما حداقل یک روز در سال به یاد بیاوریم که چیزى هم به نامِ کتاب و کتابخوانى وجود دارد. بنابراین در این روز، شروع مى کنیم به تهیه آمارهاى جالب و حتى عجیب و غریب از بالا رفتنِ بى سابقه کتاب و کتابخوانى. اما ما در اینجا، مى خواهیم به روىِ دیگرِ این سکه نگاه داشته باشیم.

    کتاب و کتابخوانى، یک نیاز براى بالا رفتنِ فرهنگِ جامعه است. این نیاز نه با دستور و بخشنامه قابلِ ایجاد است و نه با تبلیغات. بلکه چیزى است که باید درک شود. فرضا قیمتِ خریدِ یک کتاب که حداقل قوانین کپى رایت را رعایت کرده باشد، بین ده تا بیست دلار (در جامعه ما) مى باشد. خب، طبیعى است که شما با این پول، مى توانید یک دست شلوارِ جینِ مُدِ روز بخرید و یا با دوستانتان به یک فست فود و سینما بروید. مجددا طبیعتا شما ترجیح مى دهید که هم شلوارِ جین را بخرید و هم با دوستانتان به فست فود و سینما بروید. چون احساس مى کنید که این کار، تأثیرِ بیشترى در زندگى شما دارد تا اینکه این هزینه را براى خریدنِ کتابى اختصاص بدهید که هیچ نقشى در زندگىِ شما ندارد.

    نکته اینجاست که ما باید درک کنیم که کتاب و کتابخوانى، مى تواند سطحِ زندگى ما را بالا ببرد و کیفیتش را بهبود بخشد. در سطحِ یک جامعه، این یک درکِ عمومى است که یا وجود دارد، یا ندارد. براى به وجود آوردن این نیاز، احتیاج به کارِ زیر بنایىِ فرهنگى است که در نهایت، خودِ جامعه باید این تصمیم را بگیرد.

    کتاب و کتابخوانى یک تفاوتِ عمده با ساختنِ شامپوهاى نرم کننده دارد. تفاوتِ این دو در این است که ارائه آمارِ بیشتر، هیچ تضمینى براى بهبود آن نیست. زمانى که شما شامپو تولید مى کنید، هر چقدر نمودارِ رشدِ تولیدِ شما بهتر باشد، خوبتر است، اما شما در کتاب و کتابخوانى، فقط به نمودارِ رشدِ تولید کارى ندارید. شما قرار نیست شامپوى بدن تولید کنید که بتوانید با آمارِ همیشه بالا رونده، بهبودش را ثابت کنید…


    باور کنید راه تحول سینمای دفاع مقدس از ادبیات می‌گذرد!

    دوباره هفته دفاع مقدس شد و تو باید بنشینی و ده‌باره و بیست‌باره فیلم‌های سینمایی تکراری دفاع مقدسی ببینی. یک جورهایی دیگر تمام دیالوگ ها را حفظی. آن هم دیالوگ فیلم‌های محبوب و دوست‌داشتنی‌ات چون آژانس شیشه‌ای و خداحافظ رفیق را! چه می‌شود کرد. کم نیستند امثال تو که دوست دارند این ژانر سینمایی را!

    با این همه، آنچه الان بیش از همه تو را آزار می‌دهد این است که صداوسیما تا کی قرار است هر ساله همین آثار تکراری را به خورد تو و هم نسلانت بدهد؟ تا کی باید فیلم‌های ضعیفی چون عبور، تونل، آتش در هور و… تو را مثلا به حال و هوای دفاع مقدس نزدیک کنند؟ و یا آیا پخش چندین باره این آثار تا چه حد می‌تواند برای نسل جدید که هر روزه در کنار خیابان هزاران فیلم رنگارنگ هالیوودی را می‌بینند، تاثیر گذار باشد؟ و…
    مطمئنی که جواب تمام این سوالات را همه می‌دانند، حداقل به صورت تئوریک. سینمای دفاع مقدس ضعیف است. مریض است. نیاز به جراحی دارد، آن هم شاید یک جراحی دردناک. نه فیلم‌ساز خوبی در این حیطه تربیت شده است و نه به علاقه مندان تازه‌کار آن اجازه ورود داده می‌شود. درد بسیاری از سینماگران قدیم این حوزه از سینما نیز درد بی‌ایده‌ای و نبود ایده‌های ناب برای فیلم‌سازی است. راست هم می‌گویند. مگر حاتمی کیا قرار است چند آژانس شیشه‌ای و موج مرده و به نام پدر بسازد و بعد از آن حرف هایش تکراری نشود؟
    به هر حال، آنچه مسلم است این است که باید ایده‌های نو به این سینما تزریق شود. شک نداری. اما از کجا؟ مشخص است. ادبیات را در تمام دنیا برای همین کارها ساخته اند! مگر خود تو هنوز لذت آثاری چون ارمیا، شطرنج با ماشین‌ قیامت، هفت روز آخر، دشتبان و… را زیر زبانت بیرون حس نمی‌کنی؟چرا! چون داستان‌های هرکدام از این آثار به نوعی نوآوری‌ای بوده است در حوزه ادبیات دفاع مقدس. ..


    تغییر می‌کنیم، پس هستیم!

    از روزی که سنگ بنای کتابخوار را بنا نهادیم، تصمیم بر آن داشتیم تا پس از چند ماه ایرادات و نقاط ضعف خود را شناسایی و در زمان مناسب برطرف نماییم!

    به همین رو، در تمام مدت فعالیت کتابخوار از تمامی دوستان نظرخواهی‌های مختلفی نمودیم تا بتوانیم نقاط ضعف و قوت خود را در یابیم که در این میان خوشبختانه به برخی نظرات بسیار مهم نیز برخوردیم. و حال بعد از گذشت بیش از 8 ماه از راه‌اندازی کتابخوار، سنگ بنای اولین تغییرات را در سایت بنا نهادیم تا کمی به قسمتهای مختلف سایت نظم و نسق بیشتری دهیم.

    به همین منظور، در اولین سری تغییرات، قسمت سالاد فصل را که مربوط به آخرین اخبار، اخبار برگزیده، مطالب زیبای فرهنگی، نقد و تحلیل و… است را به 7 قسمت مختلف تقسیم نمودیم تا مخاطبان سایت بتوانند زا طرق این دسته بندی موضوعی، به مطالب و اخبار مورد علاقه خود به راحتی دست یابند.

    در این تقسیم‌بندی سالاد فصل به 7 قسمت اخبار ادبی، داستان، شعر، زندگی نامه‌ها، سینما و تلویزیون، طنز و سایر تقسیم‌بندی شد. در هر کدام از این قسمت‌ها می‌توان اخبار و مطالب جالب و خواندنی در خصوص موضوعات مختلف مرتبط با هر بخش را پیدا کرد و از آنها بهره‌برد. برای آشنایی بیشتر با هر کدام از قسمت‌های مختلف سایت و همین‌طور توضیح تقسیم‌بندی‌های جدید در قسمت سالاد فصل، می‌توان از نقشه سایت بهره برد تا بتوان از اطلاعات موجود در سایت به بهترین نحوه بهره‌برد.

    علاوه بر این، سایر تغییرات این پایگاه جهت اقدام در حال انجام است و در آینده‌ای نزدیک می‌توان کتابخوار را با شکل و فرمی جدید در قامت همین قالب های موجود مشاهده نمود…


    راههایی برای کسب عادت کتابخوانی

    به قلم زوربای ایرانی- روز گذشته رهبر معظم انقلاب در مورد کتابخوانی و ترویج کتابخوانی سخنان مهمی را ایراد فرمودند. سخنانی که برای اهالی مظلوم عرصه کتاب خنکای خاصی داشت. خنکایی که در برزخ عدم دغدغه کتابخوانی در بین اقشار جامعه و مسئولان و رسانه های مختلف غنیمت به شمار می آمد.

    ایشان در میان سخنان خود به تبدیل شدن کتابخوانی به یک عادت همیشگی اشاره کردند. فارغ از اینکه مسئولین و رسانه های چقدر مخاطب سخنان دیروز رهبری بودند و از آنجایی که نمی توان به این دو گروه چندان امیدی بست حداقل در مورد عادت کتابخوانی مخاطب رهبری عموم جوانان و مردم بودند. اما این عادت کتابخوانی چطور بوجود می آید؟

    1- فقط روزی چند دقیقه

    بسیاری از مردم دوست دارند کتاب بخوانند اما منتظر زمان مناسبی برای انجام این کار هستند. اما بالتجربه مشخص شده است که این زمان مناسب در زندگی امروزی به سختی بدست می آید. بنابراین انتظار برای پیش آمدن فرصت مناسب انتظار خوب اما نه چندان واقعی است. بهتر است بجای اینکه منتظر این باشید که فرصتی پیش بیاید که مثلا فلان کتاب را بخوانید آن کتاب را شروع به خواندن کنید اما سعی کنید بیشتر از یک ربع یا 20 دقیقه نخوانید. اینکه روزی 15 دقیقه بخوانید بهتر از آن است که منتظر باشید که در آخر هفته بطور مداوم یک ساعت و 30 دقیقه کتاب بخوانید. البته روزی 15 دقیقه برای شروع به عادت کتابخوانی است بطور حتم بعد از مدتی کشش شما برای خواندن این زمان را افزایش می دهد. اما با این روش می توانید یک حرکت استمراری را جایگزین یک حرکت دفعی کنید که البته رمز موفقیت در بسیاری از کارهاست. از قدیم هم گفتند رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود…

    2- عذاب وجدان نگیرید

    اگر دوست دارید کتاب بخوانید اما فرصتی برای این کار پیدا نمی کنید عذاب وجدان نگیرید. این عذاب وجدان فقط ترس شما را برای شروع کتابخوانی بیشتر می کند. بهتر است بجای حسرت خوردن از روزها و دقایقی که کتاب نخوانده اید از یک جایی شروع کنید. یادتان باشد همیشه سخت ترین قدم اولین قدم است…


    فرهنگ سوپرمارکتی، سوپر مارکت های فرهنگی می سازد!
    هنرنمایی جدید به سبک مدیران دولتی؛

    سالها پیش که هر سینماگری در این کشور پشتش می لرزید که بخواهد فیلمی بسازد و فردای اولین اکرانش در کنار کوچه های دورافتاده ترین روستاهای کشور نیز بتواند اثرش را با کیفیت بسیار نازلتر پیدا کند، برخی از آنها که بیشتر به نفکرات سیستمی و جامعه شناسی شهری-اقتصادی آشنا بودند پیشنهاد توزیع فیلم های سینمایی در سینمای خانگی را با توزیع در سوپرمارکت ها را به فراخور موضوع مطرح کردند.
    این طرح از آنجا که اولا به دلیل کوچک بودن بسته های سی دی و ثانیا به دلیل عدم وجود مناسب مراکز توزیع این آثار توانست در اسرع وقت جای خود را در میان جامعه باز کند و با نظارت مناسب سایر دستگاهها بساط بسیاری از سی دی فروشان کنار خیابان را جمع کند، خیلی ها را که در این کشور حوصله و توان فکر کردن برای حل مشکلات صنف خود را ندارند، بلافاصله به این فکر انداخت که شاید بشود مشکل توزیع تمام مسایل فرهنگی این کشور را به دوش سوپرمارکت ها انداخت. به هر حال توزیع، توزیع است، کتاب و باقالی خشک و سی دی ندارد!
    ***
    آنچه در فرهنگ کتاب ایران زمین از سالها پیش برای همه محرز شده است، این موضوع است که سیستم توزیع کتاب در این کشور چون از ابتدا با جریان چپ پایه گذاری شد، پس از آن نیز دولتهایی که بر سر کار آمدند، در زمانی که با این جریان همفکر بودند توانستند رونق خوبی به بازار کتاب کشور دهند و زمانی هم که جریان راست بر سر کار آمد حتما سیستم توزیع کتاب، آن هم کتابهای ارزشی و متعهد به مشکل برخورد کرده است…


    پیشنهاد کتابخوار
    بسته پیشنهادی کتابخوار برای نوروز ۹۱
    كتابهايي براي نوروزي بهتر-2

    آشنایی با سقراط
    سرگذشت مردی که هیچ نمی دانست!

    ایران بین دو انقلاب
    حد فاصل آن انقلاب تا این انقلاب!

    غذای نطلبیده
    آخرین سفارشات
    شعر
    طنز
    زندگینامه