• http://bookroom.ir/
  • http://www.ketabkhar.ir/
  • تبلیغات
  • http://www.pinksolution.ir
  • سيماي مردي در ميان جمغ!

    در بیست و یک دسامبر سال ۱۹۱۷ میلادی در حالی که جنگ جهانی اول ماههای پایانی عمر خود را می گذراند در شهر کلن به دنیا آمد.بل پانزده ساله بود که آدولف هیتلر به قدرت رسید. پنج سال بعد در ششم فوریه سال ۱۹۳۷ بعد از آنکه موفق به اخذ دیپلم شد در یک کتابفروشی مشغول به کار شد. اما یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۳۸ به ناچار به خدمت سربازی رفت و هفت سال از عمرش از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ را در جنگ گذراند در خلال این سالها در سال ۱۹۴۲ با آنه ماری سش ازدواج کرد.

    هاینریش بل در سوم نوامبر ۱۹۴۴ مادرش را در یکی از بمباران ها هوایی متفقین بر اثر حمله ی قلبی از دست داد.

    او سه بار در طی جنگ در جبهه ی روسیه مجروح شد و چندین ماه نیز در اواخر جنگ در اردوگاه آمرییکائیان در فرانسه به زندان رفت و پس از پایان جنگ در ۱۹۴۵ به آلمان بازگشت و در همین سال اولین فرزندش کریستوف بر اثر بیماری درگذشت.

    پس از بازگشت از جنگ چندین سال در رشته ی زبان آلمانی و ادبیات در دانشگاه تحصیل کرد و برای تامین مخارج تحصیل و زندگیش مجبور شد در کارگاه نجاری برادرش مشغول به کار شود.

    حدود یک سال بعد از پایان جنگ در ماه می ۱۹۴۶ اولین داستان کوتاهش را به نام “ژنرال روی تپه ای ایستاده بود” را نوشت. و این آغازی بود برای آنکه هاینریش بل از اوایل سال ۱۹۴۷ وارد دنیای نویسندگی شود.

    در ۱۹/۲/۱۹۴۷ ” تولد پسر رایموند” را نوشت و در ۳۱/۷/۱۹۴۸ ” تولد پسرش رنه” را به چاپ رساند.

    ۱۹۴۹ با چاپ اولین داستانش به نام ” قطار به موقع رسید” به شهرت رسید.

    یک سال بعد از آغاز دوران شکوفایی ادبیش تولد پسرش وینسنت را در ۱۱/۳/۱۹۵۰ جشن گرفت.

    از تابستان ۱۹۵۰ در اداره ی کلی آمار به عنوان مسوول سرشماری آپارتمانها و ساختمانها مشغول به کار شد.

    در ۱۹۵۱ با داستان ” گوسفندان سیاه” برنده ی جایزه ی “گروه ۴۷″ شد که اولین جایزه ی ادبی وی به شمار می آید که توجه صاحب نظران جهانی را به خود جلب کرد.

    در ۱۹۵۲ برنده ی جایزه ی “رادیویی جنوب” و در ۱۹۵۳ برنده جایزه ی “منتقدان آلمان” شد . در همین سال داستان ” حتی یک کلمه هم نگفت” را منتشر کرد که بازتابی از اوضاع جامعه ی آلمان در نخستین سال های پس از جنگ جهانی دوم بود.

    یک سال بعد در ۱۹۵۴ جایزه ی ادبی انجمن فدرال صنایع آلمان را از آن خود کرد. در همین سال بود که ” خانه ی بی سرپرست” را نوشت رمان کوتاهی که مشکلات دو پسر بچه که والدین خود را در جبهه ی روسیه از دست می دهند را توصیف می کند.

    در ۱۹۵۵ جایزه ی “تریبون دو پاری” را از آن خود کرد و ” نان سالهای جوانی” را به خوانندگان خود عرضه کرد. کتابی که داستان سالهای قحطی و گرسنگی را از زبان مرد جوانی مطرح می سازد که خود در بحبوحه ی این دوران زندگی نموده و تمامی این زمان را پشت سر گذارده است و در کنار این مضمون یک عشق پاک و زیبا را به دور از مادی گرایی زندگی روزمره لمس می کند.

    نویسنده ی آلمانی برای اولین بار در سال ۱۹۵۶ به ایرلند سفر کرد و یک سال بعد “یادداشتهای روزانه ی ایرلند” را به خاطر علاقه ی که به این کشور پیدا کرده بود به رشته ی تحریر درآورد.

    ۱۹۶۱ سالی که دیوار جدایی برلین در حال قدبرافراشتن بود به چکسلواکی، ایتالیا و یوگسلاوی سفر کرد و در همین سال جایزه ی ادبی کلن را از آن خود کرد.

    در سال ۱۹۶۲ برای با دوم به ایرلند سفر کرد و دو داستان به نام های ” وقتی جنگ در گرفت” و ” وقتی جنگ پایان یافت” را نوشت که در ابتدا با عنوان آسیای قهوای مادر بزرگم در یک برنامه ی رادیویی اجرا شد.

    سال ۱۹۶۳ “عقاید یک دلقک” ۱۹۶۴ ” جدایی از گروه” از او منتشر شد.

    بل در عرصه ی سیاست به دنبال برخی تصمیمات سوسیال دمکراتها از آنها جدا شد و در سال ۱۹۵۶ در جریان ائتلاف بزرگ به حزب دموکرات مسیحی پیوست و چندی بعد به روسیه سفر کرد.

    ” پایان یک ماموریت” را در ۱۹۶۶ نوشت و ۱۹۷۱ “سیمای زنی در میان جمع” را که طولانی ترین رمان اوست. رمانی که شخصیت زنی چهل و هشت ساله را در کنار انسان های دیگر بررسی می کند.

    در سالهای ۱۹۷۱ ریاست انجمن قلم آلمان را به مدت یک سال عهده گرفت و این در حالی بود که همزمان از همان سال ۱۹۷۱ تا سال ۱۹۷۴ به عنوان رئیس انجمن بین المللی قلم مشغول به کار بود.

    در سال ۱۹۷۲، درست چهل و چهار سال بعد از توماس مان او نخستین نویسنده ی آلمانی بود که جایزه ی ادبی” نوبل” را برای خودش و کشورش به ارمغان آورد.

    در سال ۱۹۷۳ در سفری که به روسیه داشت از آزار و تعقیب نویسندگان در شوری انتقاد کرد و موجبات انتشار دست نوشته های سولژنیستین را در غرب فراهم آورد. سولژ پس از رانده شدن از روسیه مدتی میهمان بل بود.

    سال ۱۹۷۴ ” آبروی از دست رفته کاترینا بلوم” که حکایتی از درگیری های سیاسی در آخرین دهه ی زندگیش به شمار می رود را نوشت.

    سال ۱۹۷۶ بل به همراه همسرش از کلیسای کاتولیک بیرون آمدند.

    ۱۹۷۹ بازتابی از وضعیت اجتماعی مردم آلمان را در دهه ی هفتاد در رمان “شبکه ی امنیتی” به تصویر کشید.

    بعد از مرگ هاینریش بل نویسنده ی آلمانی در شانزدهم ژوئیه سال ۱۹۸۵ در سن شصت و هفت سالگی آخرین رمانش با نام “زنان در چشم انداز روخانه” انتشار یافت.

    جسد او در نزدیکی زادگاهش در بورنهایم – مرتن به خاک سپرده شد.

    سید علی موسوی

    .
    منبع: کتاب نیوز


    برچسب ها:

    

    ارسال دیدگاه

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ « قبلی بعدی »
    پیشنهاد کتابخوار
    بسته پیشنهادی کتابخوار برای نوروز ۹۱
    كتابهايي براي نوروزي بهتر-2

    آشنایی با سقراط
    سرگذشت مردی که هیچ نمی دانست!

    ایران بین دو انقلاب
    حد فاصل آن انقلاب تا این انقلاب!

    غذای نطلبیده
    آخرین سفارشات
    شعر
    طنز
    زندگینامه