(خوانندگان محترم می توانند نقدها و یادداشتهای خود را از آثار مورد نظرشان برای انتشار در کتابخوار برای ما ارسال نمایند)
«فکرش را بکن مثل همیشه درگیر روزمرّگی های خودت هستی و مثل بقیه آدم ها داری زندگیت را میکنی که با یک سوال به ظاهر ساده زندگیت دگرگون شود و کار به آنجا برسد که حتی به وجود خودت هم شک کنی!
سوفی آموندسن دختر۱۴ ساله ای بود مثل همه ی دختر ها۱۴ ساله ای که تا به حال دیده ایم که در آستانه ۱۵ سالگی با یک سوال زندگیش متحول شد. “تو کیستی؟ همین و بس فقط دوکلمه”
خیلی آدم ها تا آخر عمر هم به همچین سوالی نمی اندیشند؛ سوالی که هم سهل است و هم ممتنع و به همین خاطر پرسیدن چنین سوالی از یک نوجوان ۱۴ ساله کمی عجیب است!اما عجیب تر از آن این است که در آستانه ۱۵ سالگیت بفهمی اصلا وجود حقیقی نداری !چرا که تو شخصیتی داستانی هستی در یک کتاب فلسفی.حالا موضوعش هم خیلی فرقی نمیکند چون تو همانقدر حقیقت داری که مثلا آلیس در کتاب آلیس در سرزمین عجایب حقیقت داشت!
دنیای سوفی یک دنیای معمولی نیست یک کلاس فلسفه است.سوفی سخت کوشانه به دنبال پاسخ به پرسش های فلسفی خود است و یا فتن ماهیت اصلی خود.البته پاسخ به این سوال که “من کیستم؟”یقیناّ برای ما که در دنیای حقیقی زندگی میکنیم اهمیت بیشتری دارد تا برای سوفی که شخصیتی است در یک کتاب که سرگرد آلبرت کناگ برای دخترش تالیف کرده تا فلسفه ی غرب را به او بیاموزد.آن هم نه به خاطر اینکه مثلا ما آدم های واقعی هستیم و سوفی نیست اهمیتش از آن جهت است که ما خود ماهیت خود را می آفرینیم و مسئول آن هستیم اما سوفی نه تنها آفریده ذهن سرگرد است بلکه کیستی اش را هم سرگرد است که تعیین میکند و اینجاست که سوفی برای رهایی از جبر سرگرد دست به فرار از داستان سرگرد میزند»



دیدگاه
دنیای سوفی بخوبی دنیای قشنگ فلسفه رو به زبان ساده بیان کرده.
کتاب جالبیه بخصوص اینکه در قالب رمانه!
[پاسخ]
ارسال شده توسط: تائب | ۹ مهر ۱۳۹۰ ۱۱:۳۴
این کتاب رو پیش از عید خوندم، خیلی زیبا و سودمند!!
نیمه نخست کتاب شاید به نظر کسل کننده بیاد، ولی در ادامه غافلگیرتون میکنه!
از دست ندید این کتاب رو
[پاسخ]
ارسال شده توسط: علیرضا | ۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۳:۲۹