بارها و بارها شاید از دهان دهها نوع آدم با صدها نوع طرز تفکر شنیده باشیم:«کتاب بخوانید.هر کتابی! هر کتابی به یک بار خواندنش می ارزد. شاید حتی یک نکته ناگفته داشته باشد که به شما بیاموزد!» آیا واقعا این جمله درست است؟!
۳: کتابهای کلاسیک
کتابخواری از آن القاب باکلاسی است که هر انسانی را در هر سن و هر طبقهای قلقلک میدهد تا بتواند در میان جمع به آن مشهور شود! شاید اصطلاح کرم کتاب یا bookworm معروف که در تمام زبانها موجود است لقبی برای تحقیر نیز محسوب شود، اما بسیاری آدمها در طول زندگیشان اگر در ظاهر هم نشان ندهند، در باطن عاشق محکوم شدن به این اصطلاح هستند!
به همین رو بسیاری از آنها که می خواهند پا به دنیای کتابخواری بگذارند تلاش میکنند از کتابهایی شروع کنند که اگر در جمعی از نام بزرگ این آثار نامی برده شد، سرشان را با تبختر بالا بگیرند که جز خوانندگان آن آثار هستند! شاید هم واقعاً هدفشان این نباشد و برای کتابخوانی دوست داشته باشند ابتدا شاهکارهای ادبی تاریخ را بخوانند و سپس رو به آثار جدید و مسلماً با حجم های بسیار پایینتر بیاورند. حال باید پرسید: «آیا برای کتابخوار شدن واقعا این روش، روش درستی است؟!».
پاسخ به این سوال سخت است. چه بسا بسیاری باشند که این روش را بهترین روش کتابخوار شدن و آموختن از کتابها میدانند و چه بسا بسیاری نیز این روش را هیچگاه نپسندند و بر معایبش پافشاری کنند. برای دستیابی به جواب این سوال اما باید هرکس برای خودش به چندین سوال پاسخ دهد: آیا در ابتدای کار حوصله خواندن چندین هزار صفحه (در رمان ها با یک موضوع داستانی) را که پر است از حوادث متعدد و بسیاری مباحث فلسفی دارد یا خیر؟! آیا به توصیفات غیرضروری که نسبت به تمام موضوعات و مکانها اتفاق میافتد علاقه دارد یا خیر؟! آیا در موضوعات داستانی نیاز به دانستن نسبت به همه چیز از فلسفه گرفته تا موسیقی و تئاتر و…را در خود احساس میکند یا خیر؟! آیا در کتابهای تاریخی و فلسفی خوصله کلینگاری همراه با حجم عمدهای اطلاعات را دارد یا خیر؟! و… دهها سوال شبیه به این. پس خواندن آثار کلاسیک با حجمهای نسبتاً بالا شاید برای روحیه برخی مفید و برای برخی مفید نباشد، حداقل در اوان کتابخوار شدن! چه ممکن است حجم بالای بسیاری از این کتابها به همراه موضوعات و بحثهای پیچیده فلسفی موحود در آنها مانند خوبی و بدی، وجود و عدم وجود خدا و… مخصوصاً در رمان های کلاسیک قدیم روسی خوانندگان را نه تنها نسبت به کتابخوانی بدبین کند، که خواننده در مقابل بسیاری از این آثار گارد منفی بگیرد.
پس بسیاری از آنها که برای کتابخواری دوست دارند از آثار کلاسیک مشهور در موضوعات مختلف ادبی، هنری، تاریخی، فلسفی و…(که واقعا بسیاریشان را باید حتی یک بار هم که شده در طول عمر خواند شروع کنند) توصیه میشود ابتدا خیلی به حرف و تعریفات متعدد دیگران نسبت به یک سری کتاب کوش فراندهند، چه هیچ معلوم نیست فرد توصیه کننده آن کتاب را پس از خواندن چندین جلد کتاب خوانده باشد و حال به شما توصیه می کند. امری که خود میتواند بسیاری را از کتابخوانی برای همیشه فراری سازد، چون کتابخواندن باید به مزاج انسان سازگار آید، آن هم در ابتدای کتابخواری به صورت حرفهای!…
برای بسیاری ذهنهای آماده برای شروع کتابخواری، آغاز کار با کلاسیکها مثل ساختن دوغ است با یک پیاله ماست و آب تمام دریاها!
مطالب مرتبط:
- هر کتابی به یک بار خواندنش میارزد؟!-۱


